السيد محمد حسين الطهراني
160
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
حقيقت و صواب است و كذب و بطلان در آنها راهى ندارد ، و ابداً كسى توهّم كذب و دروغ و بطلان را در آنها نميتواند بكند . سَكّاكى إمامُ الْمُحَقِّقينَ فى الادَب در « مفتاح العلوم » گويد : وَ الاسْتِعارَةُ لِبِنآءِ الدَّعْوَى فيها عَلَى التَّأْويلِ تُفارِقُ الدَّعْوَى الْباطِلَة ، فَإنَّ صاحِبَها يَتَبَرَّأُ عَنِ التَّأْويل . وَ تُفارِقُ الْكِذْبَ بِنَصْبِ الْقَرينَةِ الْمانِعَةِ عَنْ إجْرآءِ الْكَلامِ عَلَى ظاهِرِه ، فَإنَّ الْكَذّابَ لا يَنْصِبُ دَليلًا عَلَى خِلافِ زَعْمِه ؛ وَ أنَّى يَنْصِبُ وَ هُوَ لِتَرْويجِ ما يَقولُ راكِبٌ كُلَّ صَعْبٍ وَ ذَلُول ؟ « 1 » « چون بناى آوردن عبارت در افادهء مراد و مقصود در استعاره بر تأويل است ، بنابراين از ادّعاى باطل متمايز است . زيرا آن كس كه دعواى باطل مىكند ، در گفتارش از تأويل پرهيز و برائت دارد . و همچنين استعاره با دروغ مفارق و متمايز است ، زيرا كه در استعاره شخص مجازگو ، نصب قرينهاى مىكند كه مانع مىشود از آنكه كلام را بر معناى ظاهرى خود بتوان جارى ساخت . به علّت آنكه شخص دروغگو هيچگاه دليلى بر خلاف پندار دروغين خود نمىآورد ؛ و چگونه متصوّر است كه او نصب قرينه كند در حالى كه براى اثبات سخن دروغش و براى به كرسى نشاندن و ترويج گفتارِ كذبش ، از هر وسيلهء دور و نزديك ، و سخت و آسان استفاده مىكند ؟ و بر هر مركب شَموس و گردنكش ، و رام و مطيع سوار مىشود ؟ » اين راجع به كلّى معناى كذب و مجاز ، بدين شرحى كه بيان شد جاى شبهه نماند . نسبت ميان حقيقت و مجاز با صدق و كذب ، عموم و خصوص من وجه است و به عبارت منطقى ميتوان گفت : نسبت ميان حقيقت و مجاز با صدق و كذب ، عموم و خصوص من وجه است . يعنى
--> ( 1 ) « : مفتاح العلوم » طبع اوّل ، مطبعة ادبيّة مصر ، ص 198